Monday, August 3, 2009

سالهاست که ایران وامانده از حکومتی دموکرات و برخوردار از حکومتی جلاد بر گرده نحیفش کوبیده میشود. روزی به نام اتحاد ایران بر کردستان و کرد حمله برده میشود و روزی به نام پرهیز از نفوذ پان ترکها، ترکها به خاک و خون کشیده میشوند. روزی سیستانی ها و بلوچیها به خاک و خون کشیده شدند به جرم سنی بودن و روزی روشنفکران به ضرب دشنه سرد بر زمین ریخته شدند به جرم دگراندیش بودن. و صد افسوس که گناه تنها از حکومت نبود که ما نیز در این میان گناه داشتیم. آن هنگام که به پوزخندی از تظاهرات قومی برای رسیدن به خواسته هایشان گذشتیم آن هنگام که سرمان را برگرداندیم و فروافتادن کردهای غیور را ندیدیدم. آن هنگام و در همین اواخر هم بی آنکه بشنویم بلوچ و بلوچی چه میگوید در دام بازی جلادان افتادیم و همراهیشان کردیم.
چرخ روزگار در حرکت است و فرصت اندک و دشمن تا به دندان مسلح در کمینمان که بدرد از سر تا پایمان.
چاره راه، جمهوری اسلامی نیست. جمهوری دیکتاتورمآبانه اسلامی نیست. چاره راه سرکوب قوم ها و نژادها و دگراندیشان و غیره به بهانه های واهی نیست. چاره راه جمهوری فدرال ایران است. سالیان سال است که ترک و کرد و بلوچ و عرب در عطش اندکی استقلال اندکی شکوفایی فرهنگ خود اندکی تبلور خواسته های خود میسوزد. تا کی به بهانه هویت ملی هویتهای قومی را زیر پا له کنیم؟ بی ارزش بدانیمش و به تمسخر بگیریمش؟ استقلال و آزادی، تمامیت ارضی، حفظ حقوق قومی تنها از راه جمهوری فدرال ایران میگذرد. تهران نباید و نمیتواند برای سراسر ایران زمین در همه زمینه ها تصمیم بگیرد و اگر مطیع نبودند بر فرق سرشان بکوبد. جمهوری فدرال ایران.

No comments:

Post a Comment