Saturday, February 12, 2011

از آزادی تا بیست و پنج بهمن

سالها پیش در مسابقات مقدماتی جام جهانی نود و هشت وقتی عربستان با ایران در استادیوم آزادی بازی داشت به همراه دوستان از ساعت شش هفت صبح به استادیوم رفتیم. هوا گرم گرم بود و از حوالی ظهر دیگر جای سوزن انداختن نبود. جمعیت یکصد هزار نفری بیکار خیره شده بودند به زمین چمن سبزرنگ آزادی. هوای گرم بسیاری رو وادار کرده بود که روزنامه بر سر بگذارند و آب به لباس بریزند. یک ساعتی گذشت و کم کمک حوصله ها سر میرفت. جمع شروع کرد به شعار دادن . ایران چیکارش میکنه سوراخ سوراخش میکنه. علی داییییییی علیییییی دایییییی علیییییی داییییییی. کریمممممممم باقررررررررری کریممممممم باقررررررررری. آنهم در شرایطی که هیچکدام از دو تیم حتی وارد استادیوم هم نشده بودند. چند ساعتی به همین منوال گذشت و جمع شعار دادند و عرق کردند. شعار دادند و خسته شدند. شعار دادند و آفتاب امونشون رو برید. حدود شش عصر که تیم ها وارد زمین شدند اکثریت جمعیت از رمق افتاده بود. آنجا که باید صبر پیشه میکرد و انرژی ذخیره ،به داد و هوار کردن و شعار دادن پرداخت و آنجا که تیم نیازمند صدای تک تک آن صدهزار نفر بود از خستگی و گرما جان به تن نداشت.

دروغ گفته م اگر بگویم که شور و ولوله حرکت بیست و پنج بهمن مو را بر تنم سیخ نمیکند. دروغ گفته م اگر بگویم که برای جماعتی که بر فارسیت - بخوانید ایرانی بودن - خلیج فارسشان تاکید میکنند دور می بینم که خود را از قافله اعراب عقب مانده نبینند و برای رسیدن به آزادی بکوشند. دروغ گفته ام اگر بگویم که الله اکبرهای امشب مرا به خاطرات خوش پارسال و طعم خوشمزه آزادی نبرد.

اما نگرانم! نگران از اینکه مباد این هیاهوها به مثال همان زل زدن به چمن سبز آزادی و مزمزه کردن یک رویا باشد. رویایی که وقتی باید رنگ واقعیت بخود میگرفت و نیازمند همه ما بود با خستگی و بی رمق شدن بی موقع ما رنگ باخت.

ما نیاز به انگیزه نداریم. انگیزه ما دانشگاه اوین است و جوانان و بزرگسالان دلیر دربندمان. انگیزه ما صورت پرچین و چروک مادر سهراب اعرابی است که قامتش هنوز استوار است. انگیزه ما مادر ندا است. انگیزه ما همه دل نگرانی همه مادران عزیزان دربند است. انگیزه ما خون دل خوردن همه پدرانی است که در درون میگریند و در برون انگشت به نشانه پیروزی دارند. انگیزه ما اعتقاد است. اعتقاد به اینکه شایسته زندگی بهتر ،حکومتی بهتر و آزادی برای همه هستیم است. انگیزه ما بازپس گرفتن - نه رای - که کشوری است که دزدیده شده است.

با هم باشیم. برای همه باشیم. و ختم کلام اینکه بترسید بترسید ما همه با هم هستیم.

No comments:

Post a Comment